جغرافیای تاریخی، مکتب چشم انداز
جغرافياي تاريخي در سنت رايج ميان پژوهشگران رشته تاريخ، بيشتر به صورت بررسي وقايع تاريخي در يك قلمرو جغرافيايي معرفي شده است و از اين لحظ همپوشاني بسياري با «تاريخ محلي» دارد. در امر آموزش نيز درس جغرافياي تاريخي عبارتست از ارائه تاريخچه اي از سرزمين هاي اسلامي به دانشجويان از روي كتاب جغرافياي تاريخي سرزمين هاي خلافت شرقي نوشته لسترنج كه در عنوان اصلي اش (The Lands of the Eastern Caliphate) اصطلاح جغرافياي تاريخي اصلا وجود ندارد. در لزوم وجود پژوهش در زمينه تاريخ محلي شكي نيست و كسي نمي تواند منكر اين شود كه مطالب كتاب لسترنج براي دانشجويان مفيد و آموزنده است اما چيزي كه مشخص است جغرافياي تاريخي نه اين است و نه آن.
اما جغرافیای تاریخی چیست؟ برای پاسخ به این سوال به سراغ مکتب چشم انداز در جغرافیای تاریخی می رویم. در ادامه سعي مي شود كه خلاصه بسيار كوتاهي از آموزه هاي اين مكتب به همراه مثالي عملي از جغرافياي تاريخي شهر چناران (واقع در 50 كيلومتري شمال غربي مشهد) ارائه گردد.
مكتب چشم انداز آلمان در جغرافياي تاريخي، كه قدمت زيادي ندارد و محصول قرن بيستم است، بر پايه مفهوم چشم انداز (landschaft) تعريفي جديد (حداقل در ايران) از جغرافياي تاريخي ارائه مي كند. در اين مكتب، چشم انداز به صورت بافت های ساخته شده توسط انسان در بستر محیط و يا چيزي که انسان در بهره گیری از طبیعت به وجود آورده تعريف مي شود.
چشم انداز به دو نوع «زيست و معيشت» (Kulture landschaft) و «طبيعي» (Nature landschaft) تقسيم شده كه بر يكديگر تأثير گذارند. چشم انداز زيست و معيشت عبارتست از آثار فعالیت های انسانی در قرون متمادي که انسان به وسیله آنها چهره زمین و محیط (چشم انداز طبیعی) را در جهت ادامه حیات تغییر داده است. اين آثار مي تواند شامل خانه ها، معادن، زمين هاي كشاورزي، كارخانه ها و ... باشد. از طرفي خود چشم انداز طبيعي نيز مي تواند بر شكل زندگي و زيست و معيشت انسان و در نتيجه چشم انداز زيست و معيشت تأثيرگذار باشد. به عنوان مثال فضاي جغرافيايي در شهرهاي ساحلي شمال ايران سبب شده كه ساكنان اين شهرها چشم انداز زيست و معيشت متفاوتي با چشم انداز زيست و معيشت مردم نواحي كوير مركزي پديد آورند.
چشم انداز زيست و معيشت در طول زمان تغيير مي كند و عامل اين تغيير مي تواند طبيعت و يا انسان باشد. گاه يك زلزله يا رانش زمين سبب متروك شدن يك ناحيه مسكوني و در نتيجه تغيير چشم انداز زيست و معيشت آن ناحيه مي شود و گاه انگيزه هاي زيستي و معيشتي انسان موجب تغيير در اين چشم انداز مي گردد. اين تغيير و تحولات كه در طول زمان در چشم انداز زيست و معيشت رخ مي دهد موضوع اصلي جغرافياي تاريخي در مكتب آلمان است. در واقع در جغرافياي تاريخي با استفاده از اسناد و مدارك و شواهد، چشم انداز گذشته يك ناحيه ترسيم شده و با مقايسه آن با چشم انداز كنوني، تغيير و تحولات و همچنين علل اين تحولات بررسي و كشف مي گردد. براي درك بهتر مطالب، چشم انداز زيست و معيشت چناران در دوره هاي مختلف نشان داده مي شود و علت تغيير از هر مرحله به مرحله بعد نيز بيان مي گردد.

1- چناران روستای کوچکی در دشت توس بوده که دو راه اصلی از شمال و جنوب آن عبور می کرده و روستاها و شهر های توس را به هم متصل می کرده است. در دوره پهلوی اول جاده مشهد به قوچان تغییر مسیر داده و از چناران عبور می کند و چناران تبدیل به روستایی با اهمیت می شود که پاسگاه و مدرسه دارد.

2- در سال 1333ش کارخانه قند متعلق به آستان قدس که قرار بود در رادکان ساخته شود، با دخالت شخص با نفوذی چون حاج حسین ملک (واقف کتابخانه و موزه ملک) در نزدیکی روستای چناران و در محل قدیمی روستای حاجی نصیر ساخته می شود. این امر باعث اهمیت دوچندان روستای چناران و البته روستای جدید حاجی نصیر شده و افراد زیادی از روستاهای اطراف در طلب کار به این دو روستا مهاجرت می کنند.

3- در اواخر دهه 30ش حاج حسین ملک در محدوده کارخانه و روستای حاجی نصیر تأسیسات عام المنفعه ای چون درمانگاه، مدرسه، مسجد، رختشویخانه و زورخانه می سازد که در جذب مهاجران تأثیر بسزایی داشته است.

4- با افزایش روند مهاجرت ها به این ناحیه، دو کلونی جمعیتی در شرق (کارخانه قند و حاجی نصیر) و غرب (چناران) شکل می گیرد و چناران در اواخر دهه 40ش به شهر ارتقا می یابد. تأسیس جاده آسیایی سنتو در دهه 40ش باعث می شود که علاوه بر پیشروی دو منطقه شرقی و غربی به سمت هم، شهر به سمت جنوب نیز گسترش یابد.

5- احداث ساختمانهای ادارات دولتی در جنوب جاده سنتو، احداث پل بزرگ زيرگذر، افتتاح شهرک صنعتی چناران و البته جنس زمین های جنوب چناران که شنزار و لم یزرع است، سبب شد که از دهه شصت تا کنون گسترش شهر به سمت جنوب باشد.