سفرنامه قشم- قسمت 1

سه دوست همسفر در سفر کویر لوت (اسفند ماه 90) به همراه یکی دیگر از دوستان، مسیر جدیدی را رکاب زده اند که وصف این سفر را دوست خوبم هادی ذبیحی نوشته و برایم فرستاده است تا اگر نبوده ایم لذت خواندنش را بچشیم. بالاخره وصف العیش نصف العیش...

اواخر پاييز 93 رفته بودم مغازه دوستم مسعود شریعتی فر که در بین صحبت هایش گفت: خیلی وقت است که با دوچرخه جايي نرفته ایم! گفتم آره راست می گی. پیشنهاد او رکاب زدن دور «قشم» بود. قشم، جزیره ای بزرگ و کشیده در خلیج فارس که اغلب افراد آن را به بازارها و مراکز خرید متعددش می شناسند، اما من با شنیدن نام قشم یاد دو چیز افتادم: «جنگل های حرا» و «دره ستارگان»؛ هرچند می دانستم که جاذبه های این جزیره بیش از این دو مورد است. با این حال در آن لحظه اصلا فکرش را نمی کردم که این سفر یکی از بهترین و به یادماندنی ترین سفرهایم شود و در این جزیره با آن همه دیدنی های متنوع و شگفت انگیز و با مردمی چنان مهربان روبرو شوم.

http://saeednazari.persiangig.com/image/jadid3/2.jpg

http://saeednazari.persiangig.com/image/jadid3/1.jpg

صبح روز اول اسفند، گروه چهار نفره مان شامل من و مسعود و مرتضی اکبرپور و سید علی اسحاقی آماده سفر بودیم. دوچرخه ها را به صورت عکس روی باربند خودروی ال نود پدر مسعود بستیم و وسایل و خورجین های دوچرخه ها را در صندوق عقب گذاشتیم و از قاین به سوی بندرعباس حرکت کردیم. در بندر «پل شرقی» سوار شناور حمل خودرو شده و در «اسکله لافت» پیاده شدیم. در اداره میراث فرهنگی قشم دکتر دشتی زاده (ریاست اداره) با خوشرویی ما را به اتاق خود دعوت و راهنمایی مان کرد که از چه مسیری برویم و کجاها را ببینیم و علاوه بر دادن کلی جزوه و نقشه راهنمای قشم، شماره تلفن دهیاران روستاهای مسیر را نیز داد تا در صورت نیاز با آنان تماس بگیریم.

http://saeednazari.persiangig.com/image/jadid3/IMG_1256.JPG

خوشحال و راضی از آنجا به بندر تاریخی «لافت» رفتیم و در دهیاری آن اسکان پیدا کردیم. دوچرخه ها را پیاده کردیم و گشتی در بافت سنتی روستا زدیم. بادگیرها جلوه زیبایی به روستا داده بودند و جالب بود که طرح تزئینی هیچ دو بادگیری نیز شبیه دیگری نبود. روستا با یک دیوار ساحلی که در زمان مد، آب تا بالای آن می آمد از دریا جدا می شد و در فاصله کمی از آن تعداد زیادی لنج و قایق صیادی بود. ضمن گردش داخل روستا به یک گردشگر فرانسوی برخوردیم که فارسی خیلی خوب حرف می زد و به قول خودش دنبال «سواری مواری!» بود تا به روستای تبل برود. برای شام تصمیم گرفتیم ماهی بخوریم برای همین هرطور بود خانه پیرمرد ماهی فروش روستا را پیدا کردیم و یک «ماهی هوور» از او خریدیم که همان جا برای مان پاکش کرد؛ ما هم آن را سرخ کردیم و خوردیم و خوشمزه هم بود.

http://saeednazari.persiangig.com/image/jadid3/IMG_1304.JPG

صبح که دوچرخه ها را سوار شدیم تا رکاب زدن مان را شروع کنیم اولین چیزی که توجه مان را جلب کرد پایین رفتن زیاد آب دریا و به گل نشستن تمامی لنج های نزدیک ساحل بود؛ مرتضی گفت: شانس ما را ببین به دریا هم که می رویم دریا خشک می شود! حوالی ظهر به روستای «تَبل» رسیدیم و ساعتی در اسکله آن که میان جنگل های انبوه حرا قرار داشت توقف کردیم.

http://saeednazari.persiangig.com/image/jadid3/IMG_1287.JPG

بادی که از صبح می وزید، بعد از ناهار شدیدتر شد به طوری که رکاب زدن را غیرممکن می کرد. شب را به دعوت خادم مسجد روستا در اتاق بزرگی متصل به مسجد – که درواقع مکتبخانه مسجد بود- اقامت کردیم. به پیشنهاد علی، من و او نماز صبح را در مسجد، همراه با نمازگزاران اهل سنت به جماعت خواندیم. اهالی بومی روستای قشم اکثراً اهل سنت و شافعی مذهب هستند...

 

جغرافیای تاریخی، مکتب چشم انداز

جغرافياي تاريخي در سنت رايج ميان پ‍ژوهشگران رشته تاريخ، بيشتر به صورت بررسي وقايع تاريخي در يك قلمرو جغرافيايي معرفي شده است و از اين لحظ همپوشاني بسياري با «تاريخ محلي» دارد. در امر آموزش نيز درس جغرافياي تاريخي عبارتست از ارائه تاريخچه اي از سرزمين هاي اسلامي به دانشجويان از روي كتاب جغرافياي تاريخي سرزمين هاي خلافت شرقي نوشته لسترنج كه در عنوان اصلي اش (The Lands of the Eastern Caliphate) اصطلاح جغرافياي تاريخي اصلا وجود ندارد. در لزوم وجود پژوهش در زمينه تاريخ محلي شكي نيست و كسي نمي تواند منكر اين شود كه مطالب كتاب لسترنج براي دانشجويان مفيد و آموزنده است اما چيزي كه مشخص است جغرافياي تاريخي نه اين است و نه آن.

اما جغرافیای تاریخی چیست؟ برای پاسخ به این سوال به سراغ مکتب چشم انداز در جغرافیای تاریخی می رویم. در ادامه سعي مي شود كه خلاصه بسيار كوتاهي از آموزه هاي اين مكتب به همراه مثالي عملي از جغرافياي تاريخي شهر چناران (واقع در 50 كيلومتري شمال غربي مشهد) ارائه گردد.

مكتب چشم انداز آلمان در جغرافياي تاريخي، كه قدمت زيادي ندارد و محصول قرن بيستم است، بر پايه مفهوم چشم انداز (landschaft) تعريفي جديد (حداقل در ايران) از جغرافياي تاريخي ارائه مي كند. در اين مكتب، چشم انداز به صورت بافت های ساخته شده توسط انسان در بستر محیط و يا چيزي که انسان در بهره گیری از طبیعت به وجود آورده تعريف مي شود.

چشم انداز به دو نوع «زيست و معيشت» (Kulture landschaft) و «طبيعي» (Nature landschaft) تقسيم شده كه بر يكديگر تأثير گذارند. چشم انداز زيست و معيشت عبارتست از آثار فعالیت های انسانی در قرون متمادي که انسان به وسیله آنها چهره زمین و محیط (چشم انداز طبیعی) را در جهت ادامه حیات تغییر داده است. اين آثار مي تواند شامل خانه ها، معادن، زمين هاي كشاورزي، كارخانه ها و ... باشد. از طرفي خود چشم انداز طبيعي نيز مي تواند بر شكل زندگي و زيست و معيشت انسان و در نتيجه چشم انداز زيست و معيشت تأثيرگذار باشد. به عنوان مثال فضاي جغرافيايي در شهرهاي ساحلي شمال ايران سبب شده كه ساكنان اين شهرها چشم انداز زيست و معيشت متفاوتي با چشم انداز زيست و معيشت مردم نواحي كوير مركزي پديد آورند.

چشم انداز زيست و معيشت در طول زمان تغيير مي كند و عامل اين تغيير مي تواند طبيعت و يا انسان باشد. گاه يك زلزله يا رانش زمين سبب متروك شدن يك ناحيه مسكوني و در نتيجه تغيير چشم انداز زيست و معيشت آن ناحيه مي شود و گاه انگيزه هاي زيستي و معيشتي انسان موجب تغيير در اين چشم انداز مي گردد. اين تغيير و تحولات كه در طول زمان در چشم انداز زيست و معيشت رخ مي دهد موضوع اصلي جغرافياي تاريخي در مكتب آلمان است. در واقع در جغرافياي تاريخي با استفاده از اسناد و مدارك و شواهد، چشم انداز گذشته يك ناحيه ترسيم شده و با مقايسه آن با چشم انداز كنوني، تغيير و تحولات و همچنين علل اين تحولات بررسي و كشف مي گردد. براي درك بهتر مطالب، چشم انداز زيست و معيشت چناران در دوره هاي مختلف نشان داده مي شود و علت تغيير از هر مرحله به مرحله بعد نيز بيان مي گردد.

 

http://saeednazari.persiangig.com/image/jadid3/jadeh.jpg

1- چناران روستای کوچکی در دشت توس بوده که دو راه اصلی از شمال و جنوب آن عبور می کرده و روستاها و شهر های توس را به هم متصل می کرده است. در دوره پهلوی اول جاده مشهد به قوچان تغییر مسیر داده و از چناران عبور می کند و چناران تبدیل به روستایی با اهمیت می شود که پاسگاه و مدرسه دارد.

http://saeednazari.persiangig.com/image/jadid3/hajinasir.jpg

2- در سال 1333ش کارخانه قند متعلق به آستان قدس که قرار بود در رادکان ساخته شود، با دخالت شخص با نفوذی چون حاج حسین ملک (واقف کتابخانه و موزه ملک) در نزدیکی روستای چناران و در محل قدیمی روستای حاجی نصیر ساخته می شود. این امر باعث اهمیت دوچندان روستای چناران و البته روستای جدید حاجی نصیر شده و افراد زیادی از روستاهای اطراف در طلب کار به این دو روستا مهاجرت می کنند.

http://saeednazari.persiangig.com/image/jadid3/karkhaneh.jpg

3- در اواخر دهه 30ش حاج حسین ملک در محدوده کارخانه و روستای حاجی نصیر تأسیسات عام المنفعه ای چون درمانگاه، مدرسه، مسجد، رختشویخانه و زورخانه می سازد که در جذب مهاجران تأثیر بسزایی داشته است.

http://saeednazari.persiangig.com/image/jadid3/1350.jpg

4- با افزایش روند مهاجرت ها به این ناحیه، دو کلونی جمعیتی در شرق (کارخانه قند و حاجی نصیر) و غرب (چناران) شکل می گیرد و چناران در اواخر دهه 40ش به شهر ارتقا می یابد. تأسیس جاده آسیایی سنتو در دهه 40ش باعث می شود که علاوه بر پیشروی دو منطقه شرقی و غربی به سمت هم، شهر به سمت جنوب نیز گسترش یابد.

http://saeednazari.persiangig.com/image/jadid3/33.jpg

5- احداث ساختمانهای ادارات دولتی در جنوب جاده سنتو، احداث پل بزرگ زيرگذر، افتتاح شهرک صنعتی چناران و البته جنس زمین های جنوب چناران که شنزار و لم یزرع است، سبب شد که از دهه شصت تا کنون گسترش شهر به سمت جنوب باشد.