سفرنامه قشم- قسمت3

نزدیکی های غروب به اسکله‌ی «کندالو» رسیدیم و دوچرخه هایمان را سوار قایق کردیم و رفتیم به سمت «جزیره‌ی هنگام». قایق سواری همراه با تماشای خورشیدی که داشت پشت دریا پنهان می شد و نیز باد خنکی که به صورت مان می خورد، لذت و آرامش خاصی داشت.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1631.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1670.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1677.JPG

نماز را در مسجد امام رضا(ع)ي هنگام که کنار دریا قرار داشت خواندیم و در گوشه ای از صحن مسجد اتراق کردیم. در خنکای صبح در حالی که دور آتش نشسته بودیم و چای می خوردیم منظره‌ی زیبا و خیره کننده‌ی طلوع خورشید را تماشا کردیم و عکس گرفتیم. بعد دوچرخه ها را سوار شدیم و به قصد رکاب زدن دور جزیره‌ی هنگام حرکت کردیم.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1689.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1701.JPG

هنگام سواحل بکر و متنوعی داشت و ما هم صبحانه مان را در یک ساحل زیبای صخره ای خوردیم و به تماشای خرچنگ و صدف و مرجان و ماسه های نقره ای مشغول شدیم.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1738.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1760.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1816.JPG

در ادامه مسیرمان به آهوهای «جَبیر»(آهوی بومی هنگام و هرمز) برخوردیم که هر از گاهی به سرعت از جلوی مان رد می شدند و می رفتند به قسمت مرکزی جزیره. دیدن آهوها در زیستگاه طبیعی شان آن هم از فاصله ای نزدیک، لطف و هیجان زیادی داشت.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1824.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1828.JPG

ظهر رفتیم بازار سنتی ساحلی جزیره که تمام آن از تیرک های چوبی و برگ خرما و حصیر ساخته شده بود و غرفه داران آن زنان و دختران روستا بودند و در آن هنرهای دستی و غذاهای محلی عرضه می شد.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1837.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1842.JPG

برای ناهار خوراک ماهی و میگو سفارش دادیم که واقعاً خوشمزه بود. بعد از ناهار گشتی در بازار زدیم و از صدف ها و وسایل تزییینی برای سوغات و یادگار خریدیم. می خواستیم دلفین ها را هم ببینیم که گفتند دلفین ها صبح ها بیشتر هستند و بعدازظهرها از ساحل دورند و نشد. روز بعد با قایق به جزیره‌ی قشم برگشتیم و در مسیرمان از پارک کروکودیل نوپک در کنار شهر «سوزا» دیدن کردیم؛ یک باغ وحش کوچک که علاوه بر کروکودیل هایی که خودشان پرورش داده و در معرض نمایش گذاشته بودند حیوانات و پرندگان دیگری نیز داشت.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1966.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1969.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_1997.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_2015.JPG

برای صرف چای و استراحت در «جزایر ناز» توقف کردیم. این جزایر صخره ای نزدیک به ساحل قرار داشتند به طوری که با پایین رفتن آب دریا به ساحل متصل می شدند و به راحتی با هر وسیله ی نقلیه ای می شد به آن جا رفت. قسمتی از سریال پایتخت 2 را همین جا ساخته بودند.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_2057.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_2046.JPG

ظهر به روستای «بُرکه خَلَف» رسیدیم و ناهار مختصری خوردیم و از «دره‌ی ستارگان» که در نزدیکی آن بود دیدن کردیم.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_2087.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_2103.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_2110.JPG

چند کیلومتر جلوتر از «غارهای خوربس» که در حقیقت راهروهایی بودند که توسط بشر در کوه ایجاد شده بود نيز دیدن کردیم و بعد یکسره رکاب زدیم تا شهر قشم که خوشبختانه باد پشتمان بود و پیش از تاریکی هوا رسیدیم.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_2160.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_2143.JPG

باد نسبتاً شدید و سردی می آمد که چادر زدن در هوای آزاد را مشکل می کرد و به علاوه نیاز به جایی داشتیم که از بابت امنیت دوچرخه هایمان مطمئن باشیم. توی همین فکرها بودیم که مسعود ياد یکی از همشهری های مان به نام آقای علی‌نژاد افتاد که ده سال پیش آمده بود قشم و حالا در آن جا صاحب چند نانوایی بود و همدیگر را می شناختند. شماره‌ی او را گیر آورده و رفتیم نانوایی اش که به گرمی پذیرای‌مان شد و یک سوئیت خالی در اختیارمان گذاشت. بعد از شش روز خوردن نان لواش های بی کیفیت جزیره، خوردن نان سنگک واقعاً می چسبید.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_2183.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi3/IMG_2214.JPG

سفرنامه قشم- قسمت2

برای صبحانه در روستای «گوران» کنار کارگاهی که لنج چوبی می ساخت توقف کردیم. از نردبان بلندی بالا رفته و وارد عرشه‌ی یک لنج چوبی رو به اتمام شدیم و با دو نفری که روی آن کار می کردند صحبت کردیم. ساخت هر لنج چوبی باربری 2 سال طول می کشد و هزینه اش نیز 2 میلیارد تومان می شود،عمرش نيز از نوع فایبرگلاس آن بیشتر است. قدم زدن در چنان کشتی چوبی بزرگی بسیار هیجان انگیز بود و آدم را یاد قدیم ها می انداخت؛ البته مرتضی به گذشته های خیلی دورتر رفته بود و برای مان از خاطراتش در ساخت کشتی نوح می گفت! مسعود هم که خودش نجار بود بیش از همه از دیدن این لنج چوبی لذت می برد و مدام از ظرایف فنی که در ساخت آن به کار گرفته شده بود می گفت.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1316.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1331.JPG

در محوطه‌ی کارگاه یک لنج هم بود که کار ساخت آن تازه آغاز شده بود و یک مرد کشمیری روی آن کار می کرد. فارسی اش چندان خوب نبود و ترجیح می داد انگلیسی صحبت کند. جلو رفتم و با مختصر انگلیسی ای که بلد بودم سر صحبت را با او باز کردم. او هم خوشحال از پیدا کردن هم صحبت، شروع کرد به گفتن از هر دری. از مشترکات فرهنگی ایران و کشمیر گفت و از تاریخ و از اینکه به کشمیر «ایران کوچک» نیز می گویند. برایش بسیار عجیب بود که چرا ایران با وجود این همه وسعت و معدن و دریا، ارزش پولی اش این قدر پایین است!

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1339.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1382.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1412.JPG

مسیرمان را به سمت روستای «چاهوشرقی» ادامه دادیم و از «تنگه چاهکوه» دیدن کردیم؛ یک تنگه‌‌‌‌‌ی باریک و پرپیچ و خم که فرسایش آب در طی سالیان دراز، انحناهای زیبایی در دیواره های داخلی آن ایجاد کرده بود. از چاه آبی که در ورودی تنگه بود نیز آب کشیدیم و نوشیدیم و برای گنجشک های آن جا در گودالی ریختیم که همان موقع آمدند و از آب آن- که با ما چند قدمی بیشتر فاصله نداشت- خوردند و شدند سوژه‌ی عکاسی ما.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1450.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1452.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1429.JPG

 

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1436.JPG

پس از یک رکاب زدن طولانی، خسته و کوفته به روستای «کانی» رسیدیم. مسجد این روستا نیز مانند اغلب مساجد اهل سنت جنوب کشور اتاقی در گوشه‌ی صحن اش داشت که محل اسکان ما شد. احمد که جوانی بیست ساله بود و با قایق پدرش صیادی می کرد مدام به ما سر می زد تا اگر به چیزی نیاز داشتیم در اختیارمان بگذارد. در روستاهای چاهوشرقی و کانی، روباه ها همان قدر آزادانه در کوچه ها رفت و آمد می کردند که در کوچه های ما گربه ها! در کانی حتی مجبور شدیم از دست آن ها- که می رفتند سراغ خورجین دوچرخه هايمان و دنبال خوراکی می گشتند- دوچرخه ها را بیاوریم داخل اتاق.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1473.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1481.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1525.JPG

اگر می خواستیم دور جزیره را رکاب بزنیم باید 50 کیلومتر جاده خاکی رکاب می زدیم. چاره ای هم نداشتیم چون می خواستیم غار نمکدان را ببینیم که در همین مسیر قرار داشت. «غار نمکدان» با طول 6580 متر طولانی ترین غار نمکی جهان است و بلورهای نمک اشکال و طرح های متنوع و رنگارنگی در دهانه‌ي ورودی غار ایجاد کرده بود. چراغ هایمان را برداشتیم و وارد فضای تاریک غار شدیم. دیواره ها با بلورهای سفید نمک پوشیده شده بود و روی زمین جوی آب کوچکی روان بود. صد متری که رفتیم به جایی رسیدیم که باید سینه خیز می رفتیم که صرف نظر کردیم.

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1532.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1546.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1551.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1585.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1593.JPG

http://saeednazari.persiangig.com/image/hadi2/IMG_1623.JPG

یک توضیح

متاسفانه بعد از وقفه طولانی که در به روز شدن وبلاگ پیش آمد و یکی از دلایل عمده آن، از دسترس خارج شدن بلاگفا برای مدت یکی دو ماه بود، بار دیگر بلاگفا دچار مشکل شد و به روز کردن وبلاگ را دچار وقفه نمود. از یکی دو روز پیش هم که دوباره راه افتاده، بعضی از مطالب اخیر وبلاگ (قسمت دوم سفرنامه قشم) و نظرات پستها حذف شده است.

انشالله قسمت دوم و سوم سفرنامه تا یکی دو روز آینده منتشر خواهد شد.