چند وقت پیش کتابی می خواندم به نام "کتابفروش کابل"؛ کتابی زیبا درباره اوضاع جامعه افغانستان پس از سقوط طالبان در سال 2001م. این کتاب را "اسن سی شتاد" (Asne Seierstad) خبرنگار زن نروژی نوشته که مدتی را با خانواده ای افغان در کابل زندگی کرده است. سرپرست این خانواده پرجمعیت، مردی است که چندین کتابفروشی در کابل دارد، سلطان خان...کتابفروش کابل.

نویسنده تمام اتفاقاتی را که به چشم خود دیده، به رشته تحریر درآورده و حتی خاطرات و روایت های اعضای خانواده سلطان در مورد وقایع مختلف را نیز از قلم نیانداخته است. من حیث المجموع می توان گفت که خانم سی شتاد اثری از خود بجا گذاشته که هم خواندنی است و هم مملو از نکات ارزشمند فرهنگی و اجتماعی.

یکی از نکاتی که در این کتاب نظرم را جلب کرد، حکمی است که طالبان در سال 1996، خطاب به زنان افغان، صادر کرده و در رادیوی کابل پخش شده است. متن حکم را که در کتاب ذکر شده، عینا اینجا می آورم:

« زنان، شما نباید خانه های خود را ترک کنید. اگر چنین کردید نباید همانند زنانی که پیش از آمدن اسلام به این کشور ]منظور بر سر کار آمدن طالبان در افغانستان است![ لباسهای مد روز می پوشیدند و آرایش می کردند و خود را به هر مردی نمایش می دادند، عمل کنید.

اسلام، دین نجات و رستگاری است و برای زنان شأن و مقام خاصی قائل است. زنان نباید نگاههای شرر آلود و هوسناک مردان را به خود جلب کنند. مسئولیت یک زن پرورش و نگهداری خانواده خود و توجه به غذا و پوشاک آنهاست. اگر زن احتیاج به خروج از خانه داشته باشد باید خود را بر اساس قوانین شریعت بپوشاند. اگر زنان طبق مد آرایش کنند و لباسهای تنگ و وسوسه انگیز بپوشند تا خود را به نمایش بگذارند، مورد لعن و نفرین شریعت اسلام قرار گرفته و هرگز نباید توقع رفتن به بهشت را داشته باشند. به آنها در صورت مشاهده تخلف هشدار داده شده، مورد بازجویی قرار گرفته و شدیداً توسط پلیس مذهبی مجازات خواهند شد. پلیس مذهبی موظف و مسئول است که با این گونه مشکلات اجتماعی مقابله و تا زمان ریشه کنی فساد به مبارزه ادامه دهد.»

الله اکبر

سی شتاد، اسن،کتابفروش کابل، ترجمه زهره خلیلی، نشر قطره، چاپ اول1384، ص114


هدف من از آوردن این حکم بحث در مورد ماهیت آن و درست و غلط بودنش نیست.  علاقه ای هم به بحث های فمینیستی و ضد فمینیستی ندارم. چیزی که توجه مرا جلب کرد، شباهت زیاد این حکم به برخی بحث هایی است که در کشور ما جریان دارد. باور کنید طالبان خیلی از ما دور نیستند. جامعه افغانستان هم خیلی از جامعه ما دور نیستند. به قول رضا امیرخانی در کتاب "جانستان کابلستان"، شاید فاصله آنها با ما صد سال باشد اما فاصله ما با آنها بسیار کم است... زیر 5 سال...

شاید اگر قدرت تحمل مان همینطور روز به روز کمتر شود و نتوانیم همدیگر را و عقاید مخالف همدیگر را تحمل کنیم، مجبور شویم همچون همزبانان مان در آن طرف مرز، خسته از جنگ های داخلی، پای بیگانه را به کشور باز کنیم.

باشد که آن روز را هیچ وقت نبینیم.